عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )

112

المسالك و الممالك ( فارسى )

فخ رهائى يافت ، در سال 172 به مغرب وارد شد و در آن شهر اقامت گزيد تا آنكه در سال 174 مسموم شد . ( 562 ) - غزه : . . . و غزه همچنين شهرى در آفريقا كه فاصله‌اش تا قيروان در حدود سه روز راه است و كاروانهائى كه به سوى جزاير در حال حركت‌اند ، در آن اطراق كنند . ( 563 ) - غرناطه : . . . انصارى گويد از باستانىترين شهرهاى كوره بيره از بخشهاى اندلس و بزرگترين و بهترين و مستحكم‌ترين آنان است ؛ رود معروفى از قلزم در گذشته از آن عبور مىكرد كه اينك به نام رود حداره ناميده شود . ( 564 ) - اربونه : شهرى مرزى در سرزمين اندلس ؛ و اينك در دست فرنگيان است و فاصله‌اش تا قرطبه ، بر مبناى گفته ابن فقيه ، هزار مايل است . ( 565 ) - طليطه : شهرى بزرگ و نيكو در اندلس ؛ سرزمينش به وادى الحجاره از بخشهاى اندلس متصل است و در غرب مرزهاى روم قرار دارد و پايگاه شاهان قرطبه بوده است . ( 566 ) - مارده : كوره‌اى پهناور از نواحى اندلس ، هم‌مرز حوز فريش بين غرب و جوف ، از بخشهاى قرطبه باشد ؛ و يكى از پايگاه‌هائى است كه پادشاهان روم و قيصرها آن را براى سكونت برمىگزينند ؛ شهرى زيبا و داراى آثار باستانى نيكوست و براى تفريح و تلذذ به آن شهر سفر كنند . ( 567 ) - سرقسته : ( به روايت ياقوت سرقسطه ) : شهرى مشهور در اندلس ؛ داراى ميوه‌هاى شيرين و بهترين ميوه‌هاى اندلس را داراست ؛ بر روى رودى بزرگ كه از كوه‌هاى قداع سرچشمه مىگيرد ، بنا شده و در صنعت نساجى پيشرفته باشد . ( 568 ) - لوبيه : شهرى ميان اسكندريه و برقه و در كناره دريا يا اقيانوس ؛ و سرسبز است . ( 569 ) - مراقيه : كسى كه از اسكندريه قصد افريقا نمايد . اولين شهرى كه با آن برخورد كند ، مراقيه باشد و پس از آن لوبيه است . ( 570 ) - برقه : نام منطقه بزرگ كه شامل شهرها و روستاهاى بين اسكندريه و آفريقاست و نام مركزش انكابلس به معنى پنج شهر است . ( 571 ) - اطرابلس : . . . همچنين : شهرى در منتهى اليه سرزمين برقه و اول سرزمين آفريقا است . ( 572 ) - قمونيه : شهرى در آفريقا در موضع قيروان پيش از آنكه به قيروان برسيد ؛ برخى نيز گويند كه قمونيه شهرى معروف در سوس مغرب است . ( 573 ) - توليه : كندى گويد ، در اطراف آن آبادى نمىبينم و از ناحيه شمال درياچه‌اى بزرگ كه بخشى از آن زير قطب شمال است ؛ و در نزديكى آن شهرى است كه پس از آن آبادانى وجود ندارد كه به آن توليه گويند . ( 574 ) - جزائر السعاده : همان جزائر الخالدات ( جاويد ) است كه منجمان در كتابهاى خود از آن ذكرى به ميان آورند ؛ در منتهى اليه مغرب در درياى محيط واقع و